پروژه «جام جم رشت» صرفا یک طرح ساختمانی یا سرمایه‌گذاری خصوصی نیست؛ این پروژه، به دلیل مقیاس، تراکم و موقعیت خود، به‌طور مستقیم در حال مداخله در ساختار فضایی، زیست‌محیطی و هویتی شهر رشت است.

به گزارش ندای گیلان،عماد ثروتی(معمار و مدرس دانشگاه)

پروژه «جام جم رشت» صرفا یک طرح ساختمانی یا سرمایه‌گذاری خصوصی نیست؛ این پروژه، به دلیل مقیاس، تراکم و موقعیت خود، به‌طور مستقیم در حال مداخله در ساختار فضایی، زیست‌محیطی و هویتی شهر رشت است. مجموعه‌ای با مساحت حدود ۵۴ هزار مترمربع و زیربنایی بالغ بر ۲۳۸ هزار مترمربع، متشکل از ۱۳ بلوک تا ۲۵ طبقه، شامل کاربری‌های گسترده مسکونی، تجاری، اداری، آموزشی و ورزشی، عملا یک «شهر کوچک» در دل شهر است؛ شهری که بدون اجماع اجتماعی و بدون شفافیت نهادی در حال شکل‌گیری است.
رشت امروز، برخلاف تصویر رایج، شهری کم‌تراکم یا توسعه‌نیافته نیست. بر اساس داده‌های موجود، رشت پرتراکم‌ترین شهر ایران از نظر نسبت جمعیت به مساحت محدوده قانونی است. این واقعیت، هرگونه تصمیم‌گیری درباره افزایش تراکم، به‌ویژه در قالب بلندمرتبه‌سازی، را به موضوعی کاملا حساس و نیازمند دقت مضاعف تبدیل می‌کند.
از سوی دیگر، رشت با وجود اقلیم مرطوب و سبز، در مجموع محدوده شهری خود تنها حدود ۳۰ هزار اصله درخت دارد؛ عددی که حتی در صورت صحت، برای شهری با این تراکم انسانی، نگران‌کننده و ناکافی است. در چنین شرایطی، هر پروژه بزرگ‌مقیاس، پیش از هر چیز باید از منظر تاب‌آوری اکولوژیک شهر ارزیابی شود، نه صرفا از منظر بازده اقتصادی.

مسئله ضوابط؛ قانون روشن، اجرا مبهم:
بر اساس ضوابط مصوب شورای عالی معماری و شهرسازی ایران، بلندمرتبه‌سازی صرفا در پهنه‌های مشخص و مطابق با کاربری مصوب مجاز است. طبق اطلاعات منتشرشده، حدود ۶۰ درصد از اراضی پروژه جام جم دارای کاربری تأسیسات و تجهیزات شهری(S211و R122) است. صدور مجوز برای احداث برج‌های بلندمرتبه در چنین پهنه‌ای، بدون طی فرآیند شفاف تغییر کاربری و بدون اطلاع‌رسانی عمومی، پرسش‌های جدی حقوقی و حرفه‌ای ایجاد می‌کند.

مسئله اصلی این نیست که «قانون وجود دارد یا نه»؛

مسئله این است که آیا قانون، در این پروژه مبنای تصمیم بوده یا مانعی قابل دور زدن..

فشار بر زیرساخت‌ها؛ مسئله‌ای که نادیده گرفته می‌شود:
افزایش بیش از ۲۳۸ هزار مترمربع زیربنا، به‌معنای افزایش قابل توجه جمعیت، تردد، مصرف انرژی و تولید پسماند است. این در حالی است که رشت هم‌اکنون نیز با چالش‌های جدی در حوزه:
• شبکه فاضلاب
• دفع آب‌های سطحی
• ترافیک شهری
• سرانه فضای سبز
• و زیرساخت‌های انرژی
مواجه است. پرسش روشن است:
مطالعه جامع اثرات این پروژه بر زیرساخت‌های شهری کجاست و چه نهادی مسئول پاسخ‌گویی است؟

اقلیم، محیط زیست و فاجعه‌های تدریجی:
بلندمرتبه‌سازی متراکم در اقلیم مرطوب شمال کشور، بدون ملاحظات اقلیمی، به افزایش مصرف انرژی، تشدید جزایر حرارتی و کاهش کیفیت زیست شهری منجر می‌شود. افزایش سطوح نفوذناپذیر، کاهش خاک زنده و تضعیف پوشش گیاهی، پیامدهایی هستند که به‌صورت تدریجی اما عمیق، شهر را فرسوده می‌کنند.
در شهری با چنین کمبود جدی فضای سبز و درختان شهری، توسعه‌ای که پیوست زیست‌محیطی نداشته باشد، نه «پیشرفت»، بلکه انتقال بحران به آینده است.

هویت شهری؛ پایان «شهر مکث»:
رشت، به‌لحاظ تاریخی و فرهنگی، شهری با مقیاس انسانی، ریتم آرام و فضاهای مکث‌پذیر بوده است. خانه‌های حیاط‌دار، محله‌های پیاده‌محور و میدان‌های شهری، زبان فضایی این شهر را شکل داده‌اند. این هویت، نتیجه تصادف نیست؛ حاصل هم‌نشینی اقلیم، فرهنگ و زیست روزمره مردم است.
پروژه‌هایی با مقیاس و ارتفاع نامتناسب، این زبان را مختل می‌کنند. شهر را از «خوانده‌شدن» به «مصرف‌شدن» سوق می‌دهند. رشت، در چنین مسیری، به‌تدریج از شهر مکث به شهر شتاب‌زده ساخته‌شده تبدیل می‌شود؛ شهری که دیگر فرصت تجربه ندارد.

توسعه عمودی یا گسترش افقی؛ دوگانه‌ای گمراه‌کننده:
واقعیت این است که هم گسترش افقی بی‌برنامه و هم تراکم عمودی بی‌ضابطه، هر دو به تخریب منجر می‌شوند. یکی زمین‌های کشاورزی پیرامون شهر را نابود می‌کند و دیگری کیفیت زیست درون شهر را. مسئله، انتخاب میان این دو نیست؛ مسئله، نبود برنامه توسعه مبتنی بر ظرفیت واقعی شهر است.

مسئولیت مدیریتی؛ سکوت، تصمیم نیست:
در پروژه‌ای با این ابعاد و پیامدها، انتظار می‌رود مدیریت ارشد استان، به‌ویژه استاندار گیلان، نقش فعال، شفاف و پاسخ‌گو داشته باشد. سکوت در برابر چنین مداخله‌ای، به‌معنای بی‌طرفی نیست؛ سکوت، خود نوعی موضع‌گیری پرهزینه به زیان منافع عمومی است.

جمع‌بندی:
پروژه جام جم رشت، در شکل فعلی، بیش از آنکه پاسخی به نیازهای واقعی شهر باشد، نشانه‌ای از غلبه منطق سرمایه بر منطق برنامه‌ریزی شهری است. معماری و شهرسازی، اگر از هویت، اقلیم و ظرفیت شهر جدا شوند، به ابزاری برای بازتولید نابرابری و فرسایش شهری تبدیل خواهند شد.

یا رشت خوانده می‌شود،
یا فقط ساخته.

و شهری که فقط ساخته شود،
دیر یا زود، دیگر قابل زیستن نخواهد بود