عصر ایران ؛ نهال موسوی – تصور کنید بیستسالهاید. نه دیپلم دانشگاهی دارید، نه سالها کار در پشتصحنهی استودیوهای بزرگ، نه حتی یک فیلم کوتاه جشنوارهای در کارنامه. فقط یک کانال یوتیوب دارید، ایدهای دارید، و یک دوربین. حالا همین بیست ساله در نخستین هفتهی اکران اولین فیلم بلندش به اسم اتاقهای پشتی ۸۱ […]
عصر ایران ؛ نهال موسوی – تصور کنید بیستسالهاید. نه دیپلم دانشگاهی دارید، نه سالها کار در پشتصحنهی استودیوهای بزرگ، نه حتی یک فیلم کوتاه جشنوارهای در کارنامه.
کین پارسونز پیش از آنکه نامش روی پوستر سینماها بنشیند، یک یوتیوبر بود. او مجموعهای به نام «بکرومز» ساخته بود، ویدیوهایی دربارهی فضایی تخیلی و آزاردهنده از اتاقهای بینهایت بههممتصل که ریشه در یک داستان ترسناک اینترنتی داشت. همان محتوایی که میلیونها بیننده را در فضای مجازی پای صفحه میخکوب میکرد، حالا به زبان سینما ترجمه شده بود.
این مسیر از یوتیوب به سینما، دیگر استثنا نیست. این الگوی نسلی است.
نسلی که با اینترنت بزرگ شد، داستانگویی را نه در کلاسهای فیلمسازی، بلکه در میدان واقعی آموخت. آنها یاد گرفتند چه چیزی مخاطب را نگه میدارد، چه چیزی «کلیک» میگیرد، چه احساسی باعث میشود کسی ویدیویی را برای دوستش بفرستد. این دانش، شاید خشکتر و تئوریتر از آموزش آکادمیک نباشد، اما زندهتر و نزدیکتر به مخاطب است.
پیش از پارسونز، جوانترین کارگردانی که فیلمش صدر جدول فروش آمریکا را تسخیر کرده بود، جاش ترانک بود. در سال ۲۰۱۱، در ۲۷ سالگی، با فیلم «روزشمار». پارسونز این رکورد را در بیستسالگی شکست. هفت سال جوانتر.
اما عدد مهمتر، ۸۱ میلیون دلار فروش است. این رقم نهتنها یک رکورد شخصی است، بلکه بزرگترین افتتاحیه در تاریخ استودیوی «A24» محسوب میشود.
همان استودیویی که با فیلمهایی چون «همه چیز در همه جا به یکباره» و «مردی به نام اتو» نشان داده سینمای متفاوت میتواند بفروشد.
این موفقیت به این معناست که مخاطبِ امروز، دیگر لزوماً به دنبال نام کارگردان مشهور یا بازیگر ستاره نمیگردد. او به دنبال تجربه است. و این نسل جدید از فیلمسازان، تجربه میفروشد.
بدیهی است که چنین موفقیتی بیصدا نمیماند. به زودی صداهایی در فضای مجازی بلند شد که زیر سؤال میبردند آیا واقعاً یک بیستساله توانسته اینهمه کار را مدیریت کند؟
پاسخ از جایی آمد که قابل اعتمادتر از هر بیانیهای بود: مارک داپلاس، بازیگر فیلم، گفت: «وقتی من آنجا بودم، کین پارسونز صد در صد کنترل اوضاع را در دست داشت. بیشتر از بسیاری از کارگردانان، و سه برابر سنش.»
«سه برابر سنش.» این جمله را باید دوباره خواند. داپلاس نمیگوید این جوان خوب بود یا استعداد داشت. میگوید بلوغ حرفهایاش با سنش همخوانی نداشت.

این همان چیزی است که نسل اینترنت را متفاوت میکند: آنها در محیطی رشد کردند که اشتباهات فوری قابل مشاهدهاند، بازخورد لحظهای است و بقا نیازمند یادگیری سریع.
همزمان با موفقیت پارسونز، فیلم «وسواس» ساختهی کری بارکر ۲۶ ساله هم در گیشه میدرخشد.
یک فیلم ترسناک کمبودجه که به فروش بیش از ۱۰۴ میلیون دلاری رسیده است. دو فیلم، دو کارگردان جوان، دو موفقیت غیرمنتظره، در یک فصل.
این دیگر تصادف نیست، الگو است.
سینما در حال تغییر است، نه از بالا به پایین، بلکه از پایین به بالا. نه با اصلاح ساختارهای قدیمی، بلکه با ورود نسلی که اصلاً با آن ساختارها بزرگ نشده است. این نسل داستانهایشان را ابتدا در یوتیوب، تیکتاک و شبکههای اجتماعی آزمایش میکنند و وقتی مخاطبش را پیدا میکنند، آن را به پردهی بزرگ میآورند.
کین پارسونز در بیستسالگی رکورد شکست. اما مهمتر از رکورد، این است که او نشان داد مسیر ورود به سینما دیگر تنها از دانشگاههای فیلمسازی یا دستیاری در استودیوهای بزرگ نمیگذرد.
هالیوود همیشه از «صداهای تازه» حرف زده است. حالا آن صداها، خودشان آمدهاند. شاید برای برخی ترسناک باشد اما هر تعییر بزرگی با ترس همراه است.







Wednesday, 3 June , 2026