عصر ایران؛ فرزانه متین– هر سینما دوستی که بخشی از تجربهی فیلم بینی خود را به تماشای آثار کلاسیک سینما امریکا اختصاص داده باشد آگاهانه یا ناآگاهانه با فیلم های نوآر مواجه شده است؛ مردان منزوی وتکافتاده، عشقهای نافرجام، زنهای افسون گر، لوکشینهای شهری تیره و تار، آپارتمانهای کوچک، تابلوهای نئون وچشمک زن که میتوان گفت تنها بخشی از مولفههایی اند که ژانر نوآر را را در ذهن مان یادآوری و تلخی خوشایند و حس و حال تاثیرگذار سینمای سیاه آمریکا را تداعی میکنند.
فیلمهای نوآر تقریبا بعد از جنگ جهانی دوم و فضای سیاسی و اجتماعی پس از آن یعنی در نیمهی اول دههی چهل که سینمای هالیوود به دلایل مختلف نمی توانست مانند پیشین همچون صنعتی کاملا رویاپرداز به حیات خود ادامه دهد و با شکست رویای امریکایی، دست به تغییر ذائقهی مخاطبان زد و این بار نبض مخاطب را به دست گرفت و با آثاری کم هزینه نوع جدیدی از فیلم را روانه سالنها کردند و سردمدار آن هم فیلم “شاهین مالت ” بود به کارگردانی “جان هیوستن” .
امریکاییها اما نوآر را یک ژانر مستقل نمیدانستند و در واقع این منتقدان فرانسوی بودند که برای اولین بار با فیلمهای نوآر به مثابه ژانر مواجه شدند(نوآر در فرانسه به معنای سیاه است) .
از این رو اگر وسترن ژانری تماما امریکایی است در عوض نوآر انگ مخاطبان فرانسوی است که امیال و ایدهآلهای روانی علاقه مندان را منعکس کردند.
ژانری که چون وسترن مردانه است و با قراردادن شخصیتهای مرد خود در موقعیتهای بحرانی داستانش را پیش میبرد.
حالا هالیوود بعد از هفتاد سال از ورود ژانر نوآر به حیطه خود ، مینی سریال هشت قسمتی سوپر قهرمانی به نام اسپایدر- نوآر(Spider -Noir) را ارائه کرده است.
فیلمی برپایه مارول کامیکس که یکنوآر اجرایی پرانرژی و سرشار از حال و هوای پالپ را ارئه میدهد.
داستان یککاراگاه خصوصی و ابر قهرمان میانسال در دهه ۱۹۳۰ در شهر نیویورک را دنبال میکند که با گذشته خود دست و پنجه نرم میکند وباید با ابر شرورهایی بجنگد که روزگاری دوستانوی بودهاند.
نیکلاس کیج اولین نقش تلویزیونی خود را در نقش اسپایدرمن در لباس کارگاهی به نام بن رایلی ایفا می کند.
او خونسردی همفری بوگارت را در این مینی سریال به اجرا گذاشته البته با لحنی گرم و آمیخته با طنز و البته همچنان یک تنه بار جذابیت داستان را به دوش میکشد.
هر چند که این کارآگاه برخلاف کاراگاههای نوآر باهوش نیست.
همیشه در فیلمهای نوآری پای یک زن هم در میان است! در اسپایدر نوآر هم چند زن حضور دارند که هرکدام بهنحوی زندگی رایلی را تحت تاثیر قرار دادهاند.
پنج سال پیش نامزد رایلی کشته میشود و او بعد از این اتفاق دنیای اسپایدر را ترک میکند اما زمانی که منشیاش تهدید به مرگ میشود دوباره سراغ لباسهایش میرود و درنهایت هم توسط زنی فریب میخورد.
زن سوم زندگی رایلی همان زن اغواگر دنیای نوآری است، کسی که دروغ میگوید و قهرمان را تا مرز نابودی میبرد.
کت خوانندهی کابارهی بدمن شهر و پر از حیله است، زنی که در مناسبات سینمایی ژانری مخلوق جهان بعد از جنگ بود.
زن اصلی کت از هنرپیشگانی چون آنامی ونگ، ریتا هورث و لورن باکان الهام گرفته است.
دنیای سریال یک پیرنگ اصلی دارد و آن کشف حقیقت جنایتهایی است که ابر شرورها به آن مرتکب شده اند و به دنبال سرنخهاست.
تعدد خرده پیرنگ در سریال بسیار کم است. سریال یک اثر ضد جنگی است و نشان میدهد سربازان که طی دوران جنگ جهانی اول اعزام شده اند به خاطر آزمایشات پزشکی ژنتیکی پیدا کردهاند. در سالهای اخیر، آثار ابرقهرمانی با چالش تکراری شدن فرمولهای داستانی مواجه شدهاند؛ موضوعی که باعث شده بسیاری از منتقدان و مخاطبان به دنبال تجربههایی متفاوت در این ژانر باشند. سریال «اسپایدر نوآر» تلاش کرده است تا با فاصله گرفتن از ساختار متداول آثار مارول، روایتی متفاوت از دنیای مرد عنکبوتی ارائه دهد و در این زمینه همموفق میشود. این مجموعه درمانی برای خستگی از آثار ابرقهرمانی است.
استفاده از سایهها، خیابانهای بارانی و مه، دود سیگار و طراحی صحنه دهه ۱۹۳۰ نیویورک، حس فیلمهای کلاسیک نوآر جنایی را بهخوبی بازسازی کرده است.
بسیاری از منتقدان، این سبک بصری را متفاوتترین اثر لایو-اکشن دنیای مرد عنکبوتی دانستهاند.
از این روسریال تنها یک سریال ابرقهرمانی نیست بلکه ادای احترامی عاشقانه به سینمای کلاسیک ونوآر هالیوود است. یکی دیگر از نکات مورد توجه، جسارت سریال در فاصله گرفتن از فرمول رایج آثار ابرقهرمانی است.
[6/30/2026 8:05 PM] Khadir: برخلاف بسیاری از تولیدات مارول که بر نبردهای عظیم و جلوههای ویژه پرزرقوبرق تکیه دارند، « اسپایدار- نوآر» تمرکز اصلی خود را بر معمای جنایی، فساد شهری و کشمکشهای درونی شخصیت اصلی قرار داده است که این تصمیم نوعی ریسک خلاقانه است که باعث شده سریال در بازار اشباعشده آثار ابرقهرمانی، هویت مستقلی پیدا کند.
از سوی دیگر سازندگان این امکان را فراهم کردهاند که مخاطبان مجموعه را هم بهصورت رنگی و هم در قالب سیاهوسفید تماشا کنند. بخش قابل توجهی از منتقدان و حتی کاربران شبکههای اجتماعی بر این باورند که نسخه سیاهوسفید تجربه اصیلتر و جذابتری ارائه میدهد، زیرا با ماهیت نوآر سریال هماهنگی بیشتری دارد و بر قدرت بصری اثر میافزاید. اینمجموعت اثری جسورانه، خلاقانه و متفاوت در دنیای اقتباسهای ابرقهرمانی است.
اگرچه ضعفهایی در زمینه فیلمنامه، ریتم و انسجام داستانی در آن دیده میشود اما بازی درخشان نیکلاس کیج، فضاسازی چشمگیر و رویکرد متفاوت سازندگان باعث شده این سریال به یکی از تحسینشدهترین آثار ابرقهرمانی سال تبدیل شود و توجه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کند.






Tuesday, 30 June , 2026