عصر ایران ؛ نهال موسوی – روز گذشته آهنگ (سرود) رسمی تیم ملی فوتبال برای جام جهانی 2026 تحت عنوان «عشق بی‌کران» رونمایی شد و بعد از چند مدت عاقبت این اثر که ساخته پرواز همای است را شنیدیم، اگر بخواهم خلاصه بگویم واقعا ناامید کننده و تاسف برانگیز بود. سرود رسمی تیم ملی فوتبال […]

عصر ایران ؛ نهال موسوی – روز گذشته آهنگ (سرود) رسمی تیم ملی فوتبال برای جام جهانی 2026 تحت عنوان «عشق بی‌کران» رونمایی شد و بعد از چند مدت عاقبت این اثر که ساخته پرواز همای است را شنیدیم، اگر بخواهم خلاصه بگویم واقعا ناامید کننده و تاسف برانگیز بود.

سرود رسمی تیم ملی فوتبال قرار است صدای یک ملت باشد، اثری که پیش از آنکه در ورزشگاه شنیده شود، در حافظه جمعی مردم حک شود. اما آنچه برای جام جهانی ۲۰۲۶ رونمایی شد، نه صدای امروز ایران است، نه حتی پژواک شایسته‌ای از تاریخ موسیقی این سرزمین. 

قطعه‌ای که بیش از آنکه «سرود ملی فوتبال» باشد، شبیه تیتراژ فراموش‌شدنی یک برنامه سفارشی و اداری است، اثری بی‌جان، کلیشه‌ای و عقب‌مانده از زمانه.

طبیعتا آهنگ‌هایی مناسبتی مانند سرود رسمی برای تیم ملی از سه رکن اصلی تشکیل شده است: شعر، ملودی و حس آهنگ

شعر 

بزرگ‌ترین مشکل این قطعه، نداشتن هویت است، شعری که قرار بوده غرور ملی را بیدار کند، در حد چند شعار تکراری و مصرف‌شده باقی مانده است، ترکیبی از واژه‌هایی که بارها شنیده‌ایم، بی‌آنکه زاویه نگاه تازه‌ای داشته باشند یا حتی تصویری ماندگار خلق کنند. 

در کشوری که بیژن ترقی «ایران جوان» را نوشته، در سرزمینی که «ای ایران» هنوز بعد از دهه‌ها مو بر تن شنونده راست می‌کند، شنیدن چنین ابیات سطحی و بی‌رمقی فقط ناامیدکننده نیست بلکه بی اخترامی به حافظه فرهنگی مخاطب است.

سرودن چنین ابیاتی برای هر کسی که تجربه گفتن چند بیت شعر را داشته باشد، بسیار آسان است و حتی شاید نتیجه به مراتب بهتر از این نمونه باشد. بخوانید:

ای جان و جان و جان و تن من
ای عشق بی‌کران وطن من

در هر لباس و قوم و زبانی
ای جاودانی‌ات سخن من

ایران ای ایران
نامت جاویدان

ما عاشقان خاک تو هستیم
مست از شراب تاک تو هستیم
هر جا سخن ز نام تو باشد 
سرباز خاک پاک تو هستیم

ایران ای ایران
نامت جاویدان 

ای سرزمین رستم و شیران
ای یادگار نسل دلیران
خورشید جاودانه عالم
پاینده نام نامی ایران

حال این شعر زنده یاد بیژن ترقی که در سال 1384 برای آهنگ «ایران جوان» سروده است، را یک‌بار دیگر بخوانید و ببینید تا چه اندازه تاثیرگذار و بدون تاریخ مصرف و اتفاقا شرح حال این روزهاست:

نامِ جاوید وطن     صبحِ امید وطن
جلوه کن در آسمان     همچو ندای گیلان به نقل از مهرِ جاودان

وطن ای هستیِ من   شور و سرمستیِ من
جلوه کن در آسمان     همچو ندای گیلان به نقل از مهرِ جاودان

بشنو سوزِ سخنم     که هم‌آوازِ تو منم
همهٔ جان و تنم     وطنم وطنم وطنم وطنم!

بشنو سوزِ سخنم     که نواگر این چمنم
همهٔ جان و تنم     وطنم وطنم وطنم وطنم!

همه با یک نام و نشان   به تفاوتِ هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان   به تفاوتِ هر رنگ و زبان

همه شاد و خوش و نغمه‌زنان  ز صلابتِ ایران جوان
به اصالت ایران کهن    ز صلابتِ ایرانِ جوان

ملودی و ریتم

اما بحران فقط شعر نیست. ملودی این اثر نیز گرفتار همان رخوت و بی‌خلاقیتی است. انگار آهنگساز هیچ نسبتی با تنوع ریتم‌ها و نغمه‌های ایران ندارد، کشوری که از جنوب تا خراسان، از کردستان تا آذربایجان، معدن بی‌پایان موسیقی و شور است. 

نتیجه اما قطعه‌ای شده که نه هیجان دارد، نه ضرباهنگ، نه قابلیت همخوانی در ورزشگاه و نه حتی یک موتیف ساده که در ذهن بماند. سرودی که باید جمعیت را به حرکت درآورد، از همان ثانیه‌های اول خسته‌کننده و قابل پیش‌بینی است.

باز اگر بخواهم نمونه‌ای از گذشته مثال بزنم آهنگ «ای ایران، ای مرز پرگهر» ساخته روح الله حالقی را کمتر ایرانی است که نشنیده باشد و حتی حفط نباشد. فارغ از شعر یک بخش بزرگ از این ماندگاری در ذهن ملودی و ریتمی است که این قطعه دارد.

حس آهنگ

این قسم آهنگ‌ها حتما باید به شکلی باشد که مخاطب را به لحاظ احساسی درگیر کند تا مخاطب بتواند با آن همدلی کند، قطعا قرار نیت این احساس حتما حماسی باشد می‌تواند اتفاقا کاملا عاشقانه باشد برای نمونه قطعه «ای ایران، ایران» محمد نوری است که محمد سریر آنرا ساخته است کاملا حسی که به مخاطب منتقل می‌کند نوستاژیک، عاشقانه و رمانتیک است.

اما بازهم با توجه به فضای حماسی موسیقی ایرانی ( اعم از موسیقی‌های محلی و ردیف‌های آوازی ایرانی) باز زمینه برای تولید یک اثر حماسی بسیار فراهم است که به لحاظ احساسی مخاطب را هم همراه خود سازد، برای نمونه آهنگ سپیده یا همان «ایران ای سرای امید» محمدرضا شجریان را به یاد بیاورید که تا چه اندازه حماسی و احساسی است.

این نمونه‌های بسیار ساده که همه ایرانیان به  یاد دارند را آوردم تا به شکلی ساده بگویم تا چه اندازه آهنگی که توسط پرواز همای ساخته شده است، با هیچ متر و معیاری حرکت رو به جلو نیست و مخاطبی که آهنگ‌های به مراتب بهتر و تاثیرگذارتر از آن را در گوشه ذهنش دارد چنین قطعه‌ای برای او جز یک بار گوش دادن و فراموش کردن، راه به جایی دیگر نخواهد برد.

سرود رسمی تیم ملی برای جام جهانی 2026 ؛ رقابت جهانی پیشکش در حافظه ایرانی‌ها هم نمی‌ماند

فاجعه آنجا کامل می‌شود که اثر حتی از نظر فرم و ساختار هم متعلق به امروز نیست. در دوره‌ای که موسیقی جهان برای ربودن توجه مخاطب در چند ثانیه اول می‌جنگد، این قطعه بعد از حدود نیم دقیقه تازه تصمیم می‌گیرد وارد اصل ماجرا شود.

برای نمونه در امروز جهان  تقریبا غالب آهنگسازان از همان شروع موسیقی سعی دارند خواننده شروع به خواندن کند یا با تمهیداتی دیگر مانند آواها و یا حتی گفتن کلماتی توجه برانگیز، در زیر 6 ثانیه توجه مخاطب را به سوی خود بکشند. در این قطعه پرواز همای به مانند استایل جهان قدیم 27 ثانیه از شروع آهنگ گذشته است و تازه خواننده شروع به خواندن می‌کند!

درست است که قانونی در این مورد وجود ندارد ولی هر اهل موسیقی اگر این قطعه را گوش دهد احساس می‌کند این آهنگ متعلق به سه یا چهار دهه قبل است، به دلیل فرمی که در آن لحاظ شده است.

نکته جالب توجه این است که پرواز همای ادعا کرده بود: «تلاش می‌کنیم که آنچه به عنوان موسیقی ایران در کنار تیم ملی کشورمان حضور خواهد داشت، بتواند توانِ رقابت با آثار جهانی را داشته باشد.» این جملات را الان که دوباره می‌خوانیم بیشتر شبیه یک شوخی است تا یک اظهار نظر یک فعال موسیقی.

این قطعه موسیقی بیشتر یادآور فیلم‌هایی تولید نهادها و ارگان‌های دولتی است که ادعای رقابت با آثار جهانی دارند ولی حتی در داخل کشور هم چندان مخاطبی پیدا نمی‌کنند. رقابت با آثار جهانی را فراموش کنید اثری بسازید که هم وطنت را با خود همراه سازد.

رقابت جهانی فقط با شعار ممکن نیست، نیازمند جسارت، خلاقیت، شناخت مخاطب و درک زمانه است. سرود تیم ملی باید اثری باشد که مردم با آن فریاد بزنند، اشک بریزند، همصدا شوند و احساس تعلق کنند. اما این قطعه حتی در برقراری ابتدایی‌ترین ارتباط عاطفی با شنونده هم ناکام می‌ماند.

ایران در فرهنگ و هنر، نام کوچکی نیست که با هر اثر متوسطی بتوان نماینده‌اش شد. وقتی قرار است صدای ایران در جهان شنیده شود، انتظار حداقلی این است که آن صدا، شأن و عظمت این تاریخ را حفظ کند، نه اینکه یادآور تولیدات بی‌روح و فرمایشی‌ای باشد که حتی در داخل کشور هم کسی با آن‌ها ارتباط برقرار نمی‌کند. 

این سرود شاید یک بار شنیده شود، اما بعید است در ذهن کسی بماند و این، دقیقاً بزرگ‌ترین شکست یک سرود رسمی برای تیم ملی است.

بی تعارف بگویم چنین قطعه‌ای به عنوان سرود رسمی تیم ملی فوتبال ایران که قرار در مجامع جهانی هم شنیده شود اصلا در شان و مقام ایران نیست.

سرود رسمی تیم ملی در جام جهانی 2026

منبع