به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این به این پرونده از پاییز سال ۱۴۰۳ و با گزارش قتل پسر جوانی در حاشیه شهر تهران آغاز شد. تیم جنایی با شروع تحقیقات دریافتند، سعید ۲۴ ساله، سه روز قبل در جریان درگیری خیابانی با ضربه چاقو مجروح و به بیمارستان منتقل شده بود. تلاش پزشکان برای نجات او نتیجه نداد و او به دلیل خونریزی شدید به کما رفت و در ادامه جان باخت.
بررسی‌ها نشان داد، سعید با یکی از بچه‌محل‌هایش به نام کامران، درگیر و با ضربه چاقوی او مجروح شده بود. متهم بعد از این قتل متواری شده بود، اما چهار ماه بعد مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد. متهم در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت: شب حادثه مست بودم و حال خودم را نمی‌فهمیدم. نیمه‌شب با سعید که رفیقم بود، درگیر شدم و او به پدرم فحش داد. عصبانی شده و چاقو کشیدم. او هم با چاقو ضربه‌ای به دستم زد. با همان دست زخمی نفهمیدم چطور به قلبش ضربه زدم و باعث مرگش شدم. بعد هم از ترس فرار کردم.  
پس از تکمیل تحقیقات در دادسرا، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال و متهم در شعبه هشتم، پای میز محاکمه ایستاد. در این جلسه به دلیل فوت پدر و مادر مقتول، خواهر و برادرانش در در جایگاه اولیای دم قرار گرفتند. چهار نفر از اولیای دم در جلسه محاکمه حاضر شده و درخواست قصاص کردند. بقیه اولیای دم هم در مرحله دادسرا این درخواست را مطرح کرده بودند.  
سپس متهم در جایگاه ایستاد و درباره اتهامش گفت: شب حادثه سر خاک پدرم رفته بودم و حالم خوب نبود. اصلا نفهمیدم چه اتفاقی رخ داد. ساعت ۵ صبح به خاطر دست‌درد از خواب بیدار شدم. به مادرم گفتم چرا دستم زخمی است که گفت: دیشب با برادرت دعوا کردی و احتمالا به خاطر آن است. شیشه خانه و موتورم هم تخریب شده و اصلا یادم نیست چه اتفاقی افتاده بود.
رئیس دادگاه: تو تنها کسی بودی که با مقتول درگیر شدی. در این‌باره چه می‌گویی؟
متهم به قتل: من آن شب قرص و مشروب خورده بودم و چیزی یادم نیست، اما مقتول آن شب با چهار نفر دیگر هم درگیر شده بود.  
این ادعای متهم با واکنش اولیای دم رو‌به‌رو شد و گفتند برادرشان با کسی غیر از کامران دعوا نکرده بود.  
پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

منبع