در مورد ایده ‌کار بگویید. ابتدا جشنی با عنوان «جشن خیریه» در مدرسه برگزار کردیم تا دانش‌آموزان به‌صورت داوطلبانه در آن شرکت کنند. قرار شد پس از جمع‌آوری مبالغ، درباره نحوه استفاده از آن تصمیم‌گیری شود. بنا بود برای خانواده‌های نیازمند بسته‌های ارزاق یک‌ماهه تهیه شود، اما در نهایت با طرح ایده آزادسازی زندانی به پیشنهاد […]

در مورد ایده ‌کار بگویید. 
ابتدا جشنی با عنوان «جشن خیریه» در مدرسه برگزار کردیم تا دانش‌آموزان به‌صورت داوطلبانه در آن شرکت کنند. قرار شد پس از جمع‌آوری مبالغ، درباره نحوه استفاده از آن تصمیم‌گیری شود. بنا بود برای خانواده‌های نیازمند بسته‌های ارزاق یک‌ماهه تهیه شود، اما در نهایت با طرح ایده آزادسازی زندانی به پیشنهاد همسر مدیر مدرسه، این تصمیم شکل گرفت که به‌جای کمک‌های مقطعی، زمینه آزادی ۳ یا ۲ زندانی فراهم شود تا پدر و مادرها به خانه بازگردند و دوباره در کنار فرزندان‌شان کانون خانواده را شکل دهند. این ایده مورد استقبال قرار گرفت و با توجه به گستردگی مشارکت، مبلغ جمع‌آوری‌شده صرف آزادی ۳یا ۲ زندانی در سال ۱۴۰۲ شد.
روند انتخاب زندانی و تحویل گرفتن پرونده از ستاد دیه به چه شکل بود؟
چون از همان سال اول با روند کار آشنا نبودم، در اینترنت جست‌وجو کردم و با سازمان زندان‌ها نیز تماس گرفتم و موضوع را با آنها در میان گذاشتم؛ قرار شد جلسه به‌صورت حضوری برگزار شود. به ستاد دیه تهران رفتم و در مورد نحوه آزادسازی زندانی پرسیدم که گفتند معمولا   کسی زندانیان را حضوری ملاقات نمی‌کند تا هم عزت نفس‌شان دچار خدشه نشود و هم برای ما هم مسأله‌ای پیش نیاید. پرونده‌های زندانیان را نشان دادند و پس از تهیه عکس از پرونده‌ها، آن را در اختیار گروه متعلق به مدیر مدرسه و اعضای انجمن اولیا و مربیان قرار می‌دادم. از بین ۸-۷پرونده، زندانیانی که مدت زمان بیشتری در زندان بودند یا وضعیت مالی نامساعدتری داشتند، مادرسرپرست خانوار بوده یا پدری که چند فرزند دارد و به‌دلیل بدهی مبلغ جزئی در زندان به سر می‌برد و… انتخاب و برای‌شان گلریزان می‌گرفتیم. 
در سال چندبار مراسم گلریزان را برگزار می‌کنید؟
معمولا این برنامه‌ها دو بار در سال برگزار می‌شود؛ یک‌بار پیش از آغاز سال نو و دیگری هم در طول سال. برای مثال، در جشن رمضان و یلدا گلریزان داشتیم. در جشن یلدا، مادران کیک و شیرینی خانگی پختند یا خوراکی‌هایی مانند کالباس تهیه شد و بچه‌ها نیز دست‌سازه‌های خود را، از جمله کارهای هنری و خمیری، آماده کردند. هرکس به سهم خود فعالیتی انجام داد. سپس برای هر گروه غرفه‌هایی در نظر گرفته شد و سایر اولیا به‌عنوان خریدار، محصولات را خریداری کردند. برای نمونه، یک برش کیک با قیمت ۵۰ یا ۱۰۰ هزار تومان فروخته می‌شد. همه با آگاهی کامل می‌دانستند که هدف این مراسم کمک به آزادی زندانیان است و با رضایت و علاقه در آن شرکت می‌کردند. حتی در سال‌های گذشته، یکی دو نفر از اولیا همراه من به ستاد دیه مراجعه کرده و شخصا بخشی از هزینه را پرداخت کرده و در آزادی یک زندانی به‌صورت مستقیم مشارکت داشتند.
در هر گلریزان چه مبلغی جمع‌آوری می‌شود؟
کمتر از ۵۰، ۴۰ میلیون تومان نیست و همیشه بیش از این مقدارها بوده است. زیرا همه می‌دانند این کار خیر است و مشارکت می‌کنند. بچه‌ها هم خیلی دوست دارند. قسمت جذابش اینجاست که با دانش‌آموزان کم سن و سال سروکار دارید. 
چطور مجاب‌شان کردید که این کار خیر است؟
به بچه‌ها گفتیم قصد داریم کار خیری انجام دهیم. این موضوع برای‌شان جذاب بود و فضای خرید و فروش را هم دوست داشتند، به همین دلیل استقبال خوبی نشان دادند. آنها مشتاق بودند در غرفه‌ها بایستند و محصولات خودشان، یا وسایلی که ساخته بودند یا آنچه مادران‌شان آماده کرده بودند را بفروشند. همه در این برنامه مشارکت داشتند و حتی برخی از کودکانی که ابتدا تمایلی نداشتند، پس از بازگشت به خانه و مشورت با والدین، دوباره اعلام کردند که مایل به شرکت هستند. در مواردی نیز والدینی که در ابتدا موافق نبودند، با صحبت فرزندان‌شان قانع شدند و همراهی کردند. این غرفه‌ها به‌صورت یک‌روزه و در بازه‌ای ۲ تا ۳ ساعته برگزار می‌شد. به محض اعلام برنامه، استقبال گسترده‌ای شکل می‌گرفت. در زمان برگزاری، حال‌وهوای بازار کوچکی ایجاد می‌شد؛ برخی بچه‌ها از غرفه‌های خود مشتری جذب و محصولات‌شان را معرفی می‌کردند و حتی آنها را با تخفیف یا به‌صورت ویژه به‌فروش می‌رساندند. این تجربه هم به افزایش اعتمادبه‌نفس کودکان کمک می‌کرد و هم باعث می‌شد مفهوم کار خیر برای‌شان شیرین و ملموس باشد.
خاطره جالب هم دارید؟
سال اول خیلی بامزه بود. بعضی بچه‌ها سعی می‌کردند مقداری از پول جمع شده را بردارند. می‌گفتند زحمت کشیدیم و ما هم چیزی برداریم. پدر و مادرها هم درگیر این بودند بچه‌ها را قانع کنند که نباید این کار را انجام دهند. از سال بعد اما همه یاد گرفتند. در مورد همین قضیه خرید و فروش، پسر خودم هم می‌گفت مثلا یک میلیون تومان فروش کرده‌ایم، نمی‌شود ۲۰۰ هزار تومان آن را برای خودم بردارم؟ می‌گفتم نه. وقتی کار خیر می‌کنیم از اول تا آخر متعلق به آن کار خیر است. 
بچه‌های مدرسه در چه سنینی هستند؟ 
از پیش دبستان تا ششم دبستان. 
مدارس دیگر هم در جریان جشن شما هستند؟
معمولا اطلاع دارند اما ندیدم مدارس دیگر هم این کار را انجام دهند. 
چه حسی به این کار دارید؟ 
من فوق‌لیسانس آی‌تی هستم و به‌صورت پاره‌وقت هم در رشته خودم کار می‌کنم. این‌جور کارهای خیر را خیلی دوست دارم. در مجموع هر کار خیری که از دستم 
بر بیاید، برای کشور، مردم و مدرسه انجام می‌دهم. 
چه شد امسال به نیت شهدای مدرسه میناب زندانی آزاد کردید؟
در روزهای ابتدایی اسفند، بازارچه خیریه را برگزار کردیم. پس از آغاز جنگ تحمیلی سوم و حمله به مدرسه میناب، تصمیم گرفتیم به یاد دانش‌آموزان شهید مدرسه شجره طیبه، اقدام به آزادی زندانی نیازمند کنیم.

منبع