به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، جنسن هوانگ، بنیان‌گذار و مدیرعامل NVIDIA، طی سه دهه شرکتی را که روزی فقط برای گیمرها کارت گرافیک تولید می‌کرد، به ستون فقرات اقتصاد هوش مصنوعی جهان تبدیل کرده است؛ شرکتی که امروز تقریباً تمام مدل‌های پیشرفته AI روی تراشه‌های آن آموزش می‌بینند.
همه چیز از یک رستوران آغاز شد
سال ۱۹۹۳، سه مهندس جوان تصمیم گرفتند شرکتی تأسیس کنند که روی پردازش گرافیکی تمرکز داشته باشد. روایت مشهور سیلیکون‌ولی می‌گوید ایده اولیه این شرکت روی میز یکی از شعب رستوران Denny’s شکل گرفت؛ جایی که جنسن هوانگ، کریس مالاچوسکی و کرتیس پریم درباره آینده پردازش رایانه‌ای بحث می‌کردند. آن زمان کمتر کسی تصور می‌کرد این شرکت کوچک، روزی ارزشمندترین شرکت فناوری جهان شود.
هوانگ پیش از تأسیس انویدیا در شرکت‌های AMD و LSI Logic فعالیت می‌کرد و تجربه طراحی تراشه داشت. او از همان ابتدا برخلاف بسیاری از استارتاپ‌های دهه ۹۰، تنها به فروش یک محصول فکر نمی‌کرد؛ بلکه معتقد بود باید «پلتفرم» ساخت، نه صرفاً یک تراشه.
شرکتی که تا مرز ورشکستگی رفت
امروز موفقیت انویدیا بدیهی به نظر می‌رسد، اما دهه نخست فعالیت این شرکت تقریباً با شکست همراه بود.
نخستین محصولات انویدیا موفق نبودند و شرکت بارها تا آستانه ورشکستگی پیش رفت. بعدها هوانگ بارها گفته بود که در آن دوران، انویدیا تنها به اندازه ۳۰ روز نقدینگی برای ادامه فعالیت داشت و همین جمله به شعار غیررسمی شرکت تبدیل شد:«شرکت ما همیشه فقط ۳۰ روز با ورشکستگی فاصله دارد.»
همین فشار دائمی باعث شد فرهنگ کاری انویدیا بر سرعت، نوآوری و تصمیم‌گیری سریع شکل بگیرد.

کارخانه nvidia 

اختراعی که همه چیز را تغییر داد
سال ۱۹۹۹ انویدیا محصولی معرفی کرد که مسیر صنعت رایانه را عوض کرد: GPU یا پردازنده گرافیکی. در ظاهر، GPU فقط برای اجرای بازی‌های سه‌بعدی طراحی شده بود؛ اما تفاوت اصلی آن با CPU این بود که هزاران عملیات مشابه را به‌صورت هم‌زمان انجام می‌داد.
سال‌ها بعد پژوهشگران متوجه شدند همین ویژگی دقیقاً همان چیزی است که شبکه‌های عصبی و هوش مصنوعی برای آموزش به آن نیاز دارند. به این ترتیب، تراشه‌ای که برای بازی ساخته شده بود، به موتور محرک انقلاب هوش مصنوعی تبدیل شد.
بسیاری از مدیران صنعت نیمه‌هادی، بازار بازی‌های رایانه‌ای را کافی می‌دانستند؛ اما هوانگ تصمیم گرفت میلیاردها دلار روی حوزه‌ای سرمایه‌گذاری کند که آن زمان تقریباً ناشناخته بود. در سال ۲۰۰۶ انویدیا CUDA را معرفی کرد؛ بستری نرم‌افزاری که به پژوهشگران اجازه می‌داد از GPU برای محاسبات علمی و یادگیری ماشین استفاده کنند. این تصمیم شاید مهم‌ترین اقدام تاریخ انویدیا باشد.
وقتی بیش از یک دهه بعد موج یادگیری عمیق و سپس مدل‌های زبانی بزرگ آغاز شد، تقریباً تمام ابزارهای لازم از قبل آماده بودند و پژوهشگران بدون نیاز به تغییر زیرساخت، مستقیماً سراغ GPUهای انویدیا رفتند.
چرا OpenAI، گوگل و متا به انویدیا وابسته شدند؟
با ظهور مدل‌هایی مانند ChatGPT، تقاضا برای توان پردازشی به‌شدت افزایش یافت. آموزش یک مدل زبانی بزرگ به هزاران GPU نیاز دارد و در عمل، انویدیا تنها شرکتی بود که هم سخت‌افزار، هم نرم‌افزار و هم اکوسیستم لازم را در اختیار داشت.
در نتیجه تقریباً تمام شرکت‌های بزرگ فناوری، از OpenAI گرفته تا گوگل، متا، مایکروسافت، آمازون و xAI، میلیاردها دلار برای خرید تراشه‌های انویدیا هزینه کردند. این موضوع باعث شد انویدیا از یک تولیدکننده کارت گرافیک، به زیرساخت اصلی اقتصاد هوش مصنوعی تبدیل شود.
هوانگ فقط تراشه نمی‌فروشد
یکی از مهم‌ترین تغییرات فکری هوانگ در سال‌های اخیر، معرفی مفهوم «کارخانه هوش مصنوعی» (AI Factory) است.
او معتقد است مراکز داده دیگر صرفاً محل ذخیره اطلاعات نیستند، بلکه کارخانه‌هایی هستند که «هوش» تولید می‌کنند. از نگاه او، خروجی این کارخانه‌ها دیگر فولاد یا خودرو نیست؛ بلکه توکن، مدل زبانی و سامانه‌های هوشمند است. این تغییر نگاه باعث شده انویدیا علاوه بر تراشه، سرور، شبکه، نرم‌افزار و زیرساخت کامل مراکز داده را نیز عرضه کند.
هوانگ برخلاف بسیاری از مدیران مشهور سیلیکون‌ولی دفتر کار ثابتی ندارد و جلساتش را در اتاق‌های مختلف برگزار می‌کند. او ساختار مدیریتی نسبتاً تخت را ترجیح می‌دهد و تعداد زیادی مدیر به‌طور مستقیم به او گزارش می‌دهند. این سبک مدیریت برای کاهش بروکراسی و سرعت‌بخشیدن به تصمیم‌گیری طراحی شده است.
او همچنین به خاطر کت چرمی مشکی‌اش شهرت پیدا کرده؛ لباسی که به بخشی از هویت برند شخصی او تبدیل شده است.

جنسن هوانگ

امروز انویدیا دیگر فقط یک شرکت تولیدکننده تراشه نیست.
فعالیت این شرکت از خودروهای خودران و رباتیک گرفته تا پزشکی، ابررایانه‌ها، شبیه‌سازی صنعتی و مدل‌های مولد هوش مصنوعی گسترش یافته است.
هوانگ بارها تأکید کرده که جهان وارد عصر جدیدی از رایانش شده و GPU همان نقشی را در این عصر بازی می‌کند که CPU در دوران رایانه‌های شخصی داشت. او معتقد است «استراتژی، حرف نیست؛ عمل است» و همین رویکرد طی سه دهه گذشته، مسیر انویدیا را شکل داده است.
داستان جنسن هوانگ، فقط روایت موفقیت یک مدیرعامل نیست؛ بلکه داستان مدیری است که سال‌ها پیش روی آینده‌ای سرمایه‌گذاری کرد که دیگران آن را جدی نمی‌گرفتند. اگر دهه ۱۹۹۰ عصر رایانه‌های شخصی بود و دهه ۲۰۰۰ عصر اینترنت، بسیاری معتقدند دهه ۲۰۲۰ و پس از آن، عصر هوش مصنوعی است؛ عصری که زیرساخت آن بیش از هر چیز بر دوش تراشه‌ها و معماری‌هایی قرار دارد که هوانگ و انویدیا طی سه دهه گذشته بنا کرده‌اند. امروز هر بار که یک مدل هوش مصنوعی آموزش می‌بیند یا یک چت‌بات به پرسشی پاسخ می‌دهد، ردپای تصمیمی دیده می‌شود که سال‌ها پیش در یک شرکت کوچک تولیدکننده کارت گرافیک گرفته شد.
۲۲۷۲۲۷

منبع