این روز ها در شهر ما و در رسانه های یا فضای مجازی گاه سخنانی را می شنویم و متن هایی را می خوانیم که عرق شرم بر پیشانی ما می نشیند

همیشه انتخابات و سیاست با نزاع و درگیری های لفظی سیاستمداران و طرفداران آن ها همراه بوده است.

گاه یک گروه یا شخص پا را فراتر گذاشته و به تخریب شخصی که مقابل او قرار دارد می پردازد.و تلاش می کند با مدرک سازی،نشر اکاذیب و هوچی گری از محبوبیت فردی که او را یارای مقابله با وی نیست کم کند یا از این طریق تلاش کند تا اهداف خود را پیش ببرد.

اما این روز ها در شهر ما و در رسانه ها یا فضای مجازی گاه سخنانی را می شنویم و متن هایی را می خوانیم که عرق شرم بر پیشانی ما می نشیند.

عده ای با تزویر و سفسطه چینی این روزها در تلاش هستند تا با تخریب رقیبان راهی که خدا و مردم بر آنها بسته اند را برای خود هموار کنند.

جالب تر اینکه این افراد خود را ارزشگرا،پایبند به اصول،و مومن و مسلمان می خوانند و رقیبان خود،و اقشار حامی آن ها را فتنه گر،کژ اندیش و کافر می دانند.

در زیر دو مورد از این شایعه سازی ها و هوچی گری ها را از نظر می گذرانید:

پرده ی اول:مهندس جعفرزاده اصلا جانباز نیست!

مهندس جعفرزاده را همه می شناسند!جانباز خوش اخلاق و خوش برخوردی که روی ویلچر می نشیند اما چرا؟

این جانباز پر افتخار روزی بخاطر دفاع از وطن و ناموس درس و زندگی را رها کرده و به جبهه های جنگ حق علیه باطل رهسپار می شود و در همان سال های جنگ تحمیلی به فیض رفیع جانبازی الی الله نائل می شود.

اما سال گذشته و با نزدیک شدن به انتخابات عده ای که می دانستند نمی توانند در کارزار جلب اعتماد مردم جعفرزاده را پشت سر بگذارند دست به شایعه پراکنی های ناجوانمردانه ای زدند

شایعه:مهندس جعفرزاده جانباز نیست…دروغ می گوید…

هرچند که جانبازان فداکاری چون مهندس جعفرزاده با خدا معامله کرده اند و در راه خدا جان و مال و جوانی و لذت های دنیای خود را قربانی کرده اند؛اما بد نیست از خود بپرسیم امثال جعفرزاده برای چه رفتند؟اگر جعفرزاده ها به جبهه جنگ نمی رفتند چی می شد؟ وظیفه ی ما در مقابل کسانی که خود را فدا کردند تا ما زندگی کنیم چیست؟

وظیفه ی ما در قبال کسانی که خود را از اولین نیاز هر انسان یعنی تنفس آسوده محروم کردند تا ما آسوده و با امنیت نفس بکشیم چیست؟

وظیفه ی ما در قبال کسانی که زمین گیر شدند تا ما با افتخار راه برویم چیست؟

قطعا وظیفه ی ما هرچیز باشد،تهمت زدن و بدگویی از آن ها نیست!

یک روز به بهانه ی مستمری ناچیزی که می گیرند تا از پس مخارج سنگین درمان بر بیایند…

روز دیگر به بهانه ی توهمات عده ای از مزایایی که آن ها دارند و ما نداریم…..

اما شاید بدترین تهمت به یک جانباز این باشد که بگوییم: جانباز نیستی!

مهندس جعفرزاده قبل و در خلال انتخابات بارها این جمله را از رقبا و مخالفان و رسانه های وابسطه ی آنها شنید اما دم برنیاورد!چرا؟  خودش با بغض می گویید من با خدا معامله کرده ام …

جعفرزادهاما برای آن ها کی می خواهند بدانند

نام:غلامعلی جعفرزاده ی  ایمن آبادی

جانباز هفتاد درصد جنگ تحمیلی     

نوع عضویت : بسیج

تاریخ مجروحیت : ۲۰/۱۱/۱۳۶۶     

محل مجروحیت : شلمچه    

عامل مصدومیت : اصابت ترکش خمپاره شصت

محل مصدومیت : مهره های کمر T11 and T12نوع

عارضه بوجود آمده : قطع نخاع                 

 وسائل کمک درمانی مورداستفاده : ویلچر ( صندلی چرخدار )   کدایثارگری ملی : ۰۱۰۴۰۰۸۰۰۸

 

پرده ی دوم:حسنی جوریابی چندتا زن گرفته است…مدرک حسنی جعلی است…ستاد حسنی  از مردم پول جمع می کند..!

محمد صادق حسنی جوریابی؛برخلاف جعفرزاده او پیش از داغ شدن تنور انتخابات کمتر شناخته شده بود یک محقق و اقتصاددان که بیشتر به تالیف و تدریس و البته پژوهش در مورد اشتغال زایی و کارآفرینی مشغول بود.

یادم می آید روزی وقتی  یک راننده ی تاکسی در مورد کسانی که از حوزه ی انتخابی رشت به دور دوم رفته اند از من سوال کرد و من نام حسنی را در کنار سه کاندیدای دیگر آوردم؛با تعجب پرسید:همان آقایی که جانبازان تبلیغ می کرد!؟ او حق داشت تعجب کند!در گیلان بی سابقه بوده است کسی بدون اتصال به منابع قدرت و با تبلیغات بسیار کم هزینه بتواند شانه به شانه ی رقبای سرشناس و متمول پیش بیاید.اما حسنی به این مهم دست پیدا کرد؛فقط و فقط بخاطر اینکه مردم به حسنی و لیستی که نام او در آن قرار داشت اعتماد کردند.

امید!نام لیستی که اسم حسنی و جعفرزاده بر آن نگاشته شده بود.مردم رشت به امید روزهای خوب رای دادند به امید فردای بهتر برای کشور و شهر خود…

اما ساعات پایانی روز رای گیری بود و اندک اندک نتیجه ی شمارش آرای صندوق ها در سراسر استان گیلان  اعلام می شد.در مورد شهر های مختلف تحلیلگران سیاسی و ژورنالیست ها نظرات و پیش بینی های متفاوتی را پیش از انتخابات مطرح کرده بودند.اما در سراسر کشور یک معجزه در حال شکل گیری بود معجزه ای که نه تنها تحلیلگران سیاسی خود خوانده را شوکه کرد بلکه آب پاکی را روی دست کسانی که خود را صاحب کشور و قدرت می دانستند ریخت.

لیست امید به شدت مورد استقبال قرار گرفت؛در تهران سر لیست جناح مخالف از رسیدن به مجلس باز ماند در خبرگان 16 نفر از 17 نفر نماینده ی تهران را اعضای  لیست خبرگان مردم تشکیل می دادند.

در رشت اما نام حسنی در کنار سایر نامزدها دیده می شد….

از آن روز بود که حسنی وارد لیست سیاه تخریب گران و شایعه پراکنان شد.مخالفان با بسیج رسانه ای و  با به خدمت گرفتن ابزارهای ارتباط جمعی و شبکه های اجتماعی شروع به تخریب تنها بازمانده ی لیست امید در رشت کردند.

روزی او را که یک پژوهشگر و محقق است بی سواد خواندند و فردای دیگر که سوابق درخشان پژوهش های او را دیدند،تیتر زدند مدرکش جعلی است!

روزی دیگر در یک اقدام هماهنگ شده مناظره را لغو کردند و روزی دیگر بدون دعوت از وی گفتند که از مناظره شانه خالی کرده و نماینده اش را به رسمیت نمی شناسند…

یک یاداشت چند خطی از حسنی(اینجا بخوانید+) و بیانیه ی رئیس شورای اصلاح طلبان گیلان(اینجا بخوانید+) کافی بود تا تلاش برای حاشیه سازی علیه تنها نامزد لیست امید در رشت بی ثمر بماند.

اما پول گرفتن ستاد حسنی از مردم،از آنجایی بر قامت تیتر های ریز و درشت رسانه های طرفدار رقبا نقش بست که،حسن تامینی نماینده ی سابق رشت در سخرانی خود از مردم خواست تا به ستاد حسنی کمک مالی کنند!

هرچند که این اتفاق صورت نپذیرفت اما با نگاهی به انتخابات در سایر کشورها متوجه می شویم که این امر نه تنها عجیب و تیتیر خور نیست؛بلکه یک امتیاز برای نامزدهای انتخاباتی به شمار می رود که منابع حمایتی آن ها از اقشار مردم تامین شود و نه از صاحبان سرمایه که بعد ها نمایندها مجبور شوند بجای خدمت به مردم به آنها خدمت کنند.

به عنوان مثال در انتخابات امریکا این امر یک امتیاز بسیار ویژه محسوب می شود(اینجا  بخوانید+)

اما ترس تمام وجود مخالفان حسنی را فراگرفته بود،ترس از شکست مفتضحانه و تاریخی!

این بار به شیوه ی نانجیبانه و ناجوانمردانه تر از آنچه بر مهندس جعفرزاده روا داشتند به شایعه پراکنی علیه حسنی پرداختند.

مدعیان اخلاق مداری و پایبندی به ارزش ها و اصول، تهمت های ناروایی را به خانواده ی این اقتصاددان با اخلاق زدند.

بخش های قابل انتشار متن یکی از این شایعه  های بی شرمانه و زشت در زیر آورده شده است:

نامه ی زن اول!! دکتر صادق حسنی جوریابی، کاندیدای دهمین دوره مجلس شورای اسلامی

خانم ها و آقایان
بشنوید از من یعنی همسر اول، ولی بدبخت حسنی
صادق حسنی کاندیدای رشت دو همسر دارد اولی من هستم
چند سوال از حسنی دارم:
آقا صادق تو مدعی عدالت هستی! آیا عدالت را در منزلت پیاده کرده ای؟
اگر عدالت در منزل داری چرا به من مفلوک بی توجهی و ………….
حق من کجا رفت؟
بعد می خواهی عدالت را در جامعه پیاده کنی؟
صحبت از صداقت و پاکی برای مردم می نمایی؟!
پس چرا من در طول زندگی……………………؟!
کو صداقت و پاکی در خانواده؟
من به افکار پوچ تو آشنا هستم، شما می خواهی در مجلس چه قانونهای بیخودی بگذاری؟!
شوهرم تو مرا بدبخت کرده ای چرا به دنبال بدبخت کردن و متلاشی کردن خانواده ها و دختران جوان هستی؟

در مورد متن:

1-هرکسی که چند کلاس سواد خواندن و نوشتن داشته باشد می فهمد که گفتار متن دارای تناقض است

2-هرکس که با هنر قلم زدن و نوشتن آشنایی داشته باشد متوجه می شود که این متن دارای دو لحن ساختاری می باشد پس توسط دو یا چند نفر نوشته شده است.

3-محمد صادق حسنی جوریابی در بین دوستان اقوام و خانواده با نام محمد صادق یا محمد خوانده می شود و استفاده از بخش دوم اسم دکتر حسنی به قول امروزی ها سوتی نویسندگان بوده است!

4-به این قسمت متن دقت کنید:(چرا به دنبال بدبخت کردن و متلاشی کردن خانواده ها و دختران جوان هستی؟).متلاشی کردن دختران جوان! وباز هرکسی که در قلم فرسایی اندکی تبحر داشته باشد می فهمد که به این گونه پایان دادن به متن در اصطلاح نویسندگی “پایان توفانی”می گویند که نویسندگان متن نه تنها موفق به پیاده سازی آن و سوالی کردن متن و در نتیجه به فکر فرورفتن مخاطب نشده اند؛بلکه با اشتباه در نوشتن جمله و ساختار بندی آن نیت نانجیبانه ی خود را رو کرده اند.محمد صادق حسنی جوریابی رشت

اما بدون در نظر گرفتن ساختگی بودن متن، واقعیت در مورد حسنی جوریابی چیست؟

محمد صادق حسنی جوریابی تنها یک بار ازدواج کرده است.

همسر دکتر حسنی در پاسخ به این شایعه می گوید:از شنیدن این تهمت ها و شایعات بسیار ناراحت و شوکه شدم و حتما از نشر دهندگان این مطلب شکایت خواهم کرد.

 

پرده ی آخر:و خدایی که در این نزدیکی ست…

انتخابات برگزار می شود و نتیجه ای که باید رقم بخورد رقم خواهد خورد اما روسیاهی در دنیا و عذاب در آخرت نصیب کسانی می شود که با تزویر و عوام فریبی و شایعه پراکنی و تهمت زنی،تلاش کردند آنان را که خدا خواسته تا محبوب و عزیز شوند با تهمت ناروا بدنام کنند.

خدا در دو جا به بندگانش می‌خندد !!!یکی زمانی که همه دست به دست هم می‌دهند تا یکی را ذلیل کنند و خدا نمی‌خواهد و زمانی که همه دست به دست هم می‌دهند کسی را عزیز کنند  و خدا نمی‌خواهد

و  سخنی با آنان که فریب شیطان و هوای نفس را خوردند و تهمت ناروازدند:

مولی الموالی، علی‌بن ابی‌طالب(علیه السلام) می‌‌فرمایند: «البُهتانُ عَلی البَری اَعظَمُ مِنَ السَّماء» تهمت زدن به آدم بی‌‌گناه بزرگتر از آسمان‌‌هاست. ذیل این روایت شریف ملّای نراقی فرمودند: «یعنی آسمان تحمّل ندارد كه تهمت و بهتان به بی‌‌گناه زده شود و به ‌‌واسطه این بهتان ملائكة الله و اهل آسمان آن كسی را كه تهمت ناروا به دیگری زده لعن می‌‌كنند». 

و آورده اند که تهمت گناهی است که شیطان را هم ناراحت می کند،امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این زمینه مى فرماید:
من روى على مۆ من روایه یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الى ولایه الشیطان ، فلا یقبله الشیطان .
اگر كسى سخنى را بر ضد مۆ منى نقل كند و قصدش از آن ، زشت كردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعى اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از محور دوستى خود خارج مى كند و تحت سرپرستى شیطان قرار مى دهد؛ (ولى) شیطان هم او را نمى پذیرد.

اما قطعا جانباز بزرگواری چون مهندس جعفرزاده و استاد شریفی چون حسنی جوریابی رقبا و مخالفانی که از سر بخل و حسادت تهمت ناروا بر آن ها وارد داشتند را خواهند بخشید و دست دوستی به سمتشان دراز خواهند کرد…

و خداوند در حدیث قدسی می فرماید:

اگر بندگان گنهاکارم بدانند که چقدر مشتاق توبه و بازگشت آنان هستم از شدت شوق می میرند

و نصیحت من کوچک به شما بزرگواران که تهمت ناروا زده اید: توبه کنید که خداوند بسیار توبه پذیر است !

سردبیر پایگاه اطلاع رسانی ندای گیلان